حاجی فیروز

Categories آیین هاPosted on

شخصیت و پیشینه«حاجی فیروز»به عنوان طلایه دار و پیام آور نوروزی قدمتی برابر و حتی بیشتر از فرهنگ و تمدن ایران زمین دارد. ریشه و خاستگاه این پدیده فرهنگی‌ را همانا در باور‌ها و اعتقادات توده مردم می‌توان جست‌ و جو کرد. از آنجا که فرهنگ، نخستین گستره‌ای است که آفرینندگانش نامی‌ از خود بر جای نگذاشته و تاریخی‌ روشن ندارد، حضور متداوم یک نماد فرهنگی‌، چون حاجی فیروزو جاری بودن آن‌ در روزگار معاصر، بازتاب روشنی است از اندیشه‌ها، عواطف، و سنت‌های جامعه‌ای که با پیروی از روش شفاهی‌ از راه زبان، اشاره، حرکت و نمایش، آن را فرد به فرد و نسل به نسل به دیگران منتقل و در بستر تاریخ، آن باور‌ها را با هنجارهای اجتماعی دیگر منطبق می‌سازد از این‌ رو شخصیت حاجی فیروز را می‌توان برآیند یک اندیشه یا تخیل جمعی دانست که درمسیر تاریخی‌ خود از سرزمینی به سرزمین دیگر کوچ کرده و روایتی مختلف ولی‌ با هسته‌ای یکسان، پدیدآورده است.

حاجی فیروز

یکی از مراسمی که در روزهای نزدیک به عید نوروز موجب انبساط خاطر مردم می باشد، حضور حاجی فیروز با آن لباس قرمز نواردوزی شده و کلاه مخصوصش بود. در دست حاجی فیروز دایره زنگی کوچکی بود که با انگشتان خود بر صفحه آن می خواخت و خودش هم آواز می خواند و می رقصید و خود را پیچ و تاب می داد. گاهی یکی دو نفر هم حاجی فیروز را همراهی می کردند. حاجی فیروز در هر محله که وارد می شد، قطار قطار کودکان به دنبالش راه می افتادند و در شادی و پایکوبی حاجی فیروز شریک می شدند و اشعار زیر را با آهنگ مخصوص می خواندند:
سالی یک روزه، بشکن    حاجی فیروزه، بشکن      من نمی شکنم، بشکن            همین امروزه، بشکن       اونجا بشکنم یار نمیزاره     اینجا بشکنم یار گله داره
همون جایی که دلبرخونه داره     هر جا بشکنم یار گله داره

بعد از رقص و پایکوبی حاجی فیروز و تماشای صاحبخانه و رفع خستگی خانه تکانی ها، پولی به عنوان شاباش به حاجی فیروز داده میشد. این رسم تا حدود سی سال پیش در برخی از نقاط مازندران اجرا میشد و بعد کم کم منسوخ گردید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *